تبلیغات


عاشقانه و غمگین |شعرهای عاشقانه |داستان عاشقانه


عاشقانه و غمگین |شعرهای عاشقانه |داستان عاشقانه

     

 

با اینکه تنها موندی و هیچکسی و نداری
عزیز من غصه نخور وقتی خدا رو داری
عزیز من گریه نکن فدای قلب تنگت
حیفه که بارونی باشه اون چشمای قشنگت
خسته نشو؛خسته نشو از این روزای خسته
من که این و خوب می دونم چقدر دلت شکسته
بزار تا دنیا بدونه این تویی که نباختی
با او همه در به دری روز و شبا رو ساختی
بزار تا دنیا بدونه هنوز دلت جوونه
عزیز م من خسته نشو از دست این زمونه
یه روزی از همین روزا غصه و غم می میره
این روزگار بی وفا به دست تو اسیره
یه روزی هم صدا میشی با نغمه های تازه

ترانه هات عوض میشه..اگه بدی اجازه
خسته نشو؛خسته نشو از این روزای خسته
 در به دری تموم میشه..پس دیگه گریه بسته

 

نظر یادتون نره

 

 خدای اطلسی هاباتوباشه ......امیدبی کسی هاباتوباشه

تمام لحظه خوش یک عمر....بجزدل واپسی هاباتوباشه

چند بهار را دیده ای؟ از چند خیابان بهاری رد شده ای و به خیابانی که پوشیده از برگهای خزانی است

رسیده ای؟ بجز خودت چند نفر را در آینه پیدا کرده ای؟ چند بار سرود سبز زندگی را با بهار خوانده ای؟ چقدر به انتظا ر آمدن بهار کنار جاده ایستاده ای و به افق های نا معلوم چشم دو خته ای؟

مبادا بهار بیاید و درختان سبز شوند و تو سبز نشوی! مباداهیچ گلی در قلبت نروید وهیچ شکوفه ای در چشمت ننشیند!مگر چقدر فرصت داری؟

بهار وقتی زیباست که ما انسانها هم پابه پای طبیعت سبز شویم . اگر من و تو سبز نشویم از این همه گل و درخت و .. چه سود؟

بهار و سفره هفت سین و لحظه تحویل سال میتواند اغازی برای زندگی و تولد دوباره ما باشد ...

   
   
 

+ 25 آبان 89 | ساعت 19 و 09 دقیقه و 13 ثانیه | هادی کریمی | نظرات ()

Sara