تبلیغات


عاشقانه و غمگین |شعرهای عاشقانه |داستان عاشقانه


عاشقانه و غمگین |شعرهای عاشقانه |داستان عاشقانه

سلام دوستان عزیزم خوب هستین؟ چه خبرا ؟ ببخشید که دیر به دیر اپ میکنم شرمنده اخه وقت نمیشه؟

خوب میخواستم یه چیزی بگم  چند روزیه چند نفر بهم پیشنهاد میدن که وبمو بفروشم به اونا  و قیمت های خاصی میدن یکی میگه 140 هزار تومان یکی میگه 120 هزار تومان و ... من همین جا جلوی همه دوستان عزیزم  به اونا میگم که اگه جون شما به این وبلاگ بسته باشه یعنی اگه این وب رو به شما نفروشم  میمیرین مطمئن باشین من هیچ موقع این وبلاگ رو به کسی نمیفروشم  و تا اخر خودم مدیر این وبلاگ خواهم موند چون دوستان بسیاری دارم که هر کدومشون  میلیارد ها واسم ارزش دارن و  زمانی این وبلاگ رو میبندم که دوستانم منو فراموش کنند و  میدونم که نمیکنند مگه نه؟ جون من بگو اره جلوی این وبلاگ خرا ضایع میشم بگو دیگه  جون به لب شدم دیگه افرین دیدی اقایون وبلاگ خر؟ دوستای من منو فراموش نمیکنند خوب حالا بریم سر اصل مطلب اگه گفتین چیه؟ افرین دوستان گلم اصل مطلب شعر های عاشقونه هستند تا سرد نشده بریم بخونیمشون


پس چرا عاشق نباشم؟

من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد

نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد

من که می دانم که تا سرگرم بزم و شادی ام

مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد

پس چرا عاشق نباشم؟

پس چرا عاشق نباشم؟

من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست

من که می دانم اجل ناخوانده و بیدادگر

سر زده می آید و راه فراری نیست نیست

پس چرا عاشق نباشم؟پس چرا عاشق نباشم؟



نازنینـــــــــــــــــــم !

بی تو اینجا نا تمام افتاده ام

پخته ای بودم که خام افتاده ام

گفته بودی تا که عاقلتر شوم

آه ، می خواهی مگر کافر شوم

من سری دارم که می خواهد کمند

حالتی دارم که محتاجم به بند

کاشکی در گردنم زنجیر بود

کاشکی دست تو دامنگیربود

عقل ما سرمایه دردسر است

من جهان را زیر وبالا کرده ام

عشق خود را در تــــــو پیدا کرده ام

من دگر از هر چه جز دل خسته ام

عهد یاری با دل دل بسته ام

بر لب تو خنده مجنونی ام

خنده تو رنگی از دلخونیم  

http://www.image.farsmod.com/images/37019081771286673277.jpg

ادامه مطلب یادت نره


http://omidkaviani.persiangig.com/document/ordibeheshte%2087/kash.jpg

آنکه باید سوزد و سازد منم...
آنکه دائم بی تو میسوزد منم…
آنکه آتش زد به قلب من تویی…
آنکه خاموش است و میسوزد منم…
.
.
.
نبض لحظه رو نگه دار
نزار عشقمون بمیره
نزار ضربه های ساعت
منو از تو پس بگیره
عقربک های زمونه
خستگی سرش نمیشه
نگو بر میگردی فردا
دل که باورش نمیشه
منو تو قلبت نگهدار
مثل شعله تو زمستون
نزار از تو دور بشم باز
 بی تو قلبم میشه داغون
منو تو قلبت نگهدار
 حرف من یه التماسه
هیچ کسی بجز تو انگار
 قلبمو نمیشناسه
.
.
.
من چی بخونم که تورو به خوبیه خودت بگم؟
چه بخونم که خوبیات حتی نشه یه ذره کم؟؟
هیچکی برام تو نمیشه، تو دنیا تو یه دونه ای
بزار تا دنیا بدونن تو عشق این دیوونه ای
.
.
.
دیشب توی خوابم باز تورو دیدم
صدات زدم اما تو رفتی از خواب پریدم
کاش میشد بخوابم و صبح باشی تو کنارم
ولی اینا همش خیاله تورو ندارم
.
.
.
دست عشق از دامن دل دور باد!
می‌توان آیا به دل دستور داد؟
می‌توان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟
آنکه دستور زبان عشق را بی‌گزاره در نهاد ما نهاد
http://omidkaviani.persiangig.com/document/khordad%2087/www_gisha_sub_ir%2520%252887%2529.jpg

نادیده رخت نادیده رخت

در غم هجرت شده مشکل

ترسم كه بمیرم نشود مشكل من حل

تو نازنین یار منی

تو یار و غمخوار منی

من که میمیرم خدا من که میسوزم

چرا دور از منی

من که میمیرم خدا من که میسوزم

چرا دور از منی

http://blackangel.blogdiario.com/img/angelo.jpg
+ 21 مرداد 90 | ساعت 01 و 47 دقیقه و 33 ثانیه | هادی کریمی | نظرات ()

Sara