تبلیغات


عاشقانه و غمگین |شعرهای عاشقانه |داستان عاشقانه


عاشقانه و غمگین |شعرهای عاشقانه |داستان عاشقانه

سلام دوستان گلم امروز یک روز خاصیه برای من یعنی امروز خیلی خوشحالم چون تولد وبلاگم هستش یعنی وبم شده یک ساله ممنون که تو این یک سال منو همراهی کردین و همیشه باهام بودین تو این یک سال انقدر دوستان زیادی واسه خودم پیدا کردم که واقا یک دنیا برای من ارزش دارن هر کدومشون من از همین جا از همه ی شما تشکر میکنم و تا اینجا که باهام بودین و امیدوارم  بعد از این هم باهام باشین  یک چیزی هم بدونید که من هیچ وقت این وب رو نه میفروشم و نه تعطیل میکنم و همیشه با این که دیر به دیر اپ میکنم ولی همیشه خواهم بود  خوش حال میشم با نظراتتون تو این پست منو همراهی کنید داشت یادم میرفت  حتما  حتما  حتما  توی نظر سنجی که به مناسبت همین روز گذاشتم شرکت کنید
http://myahoo.persiangig.com/sheklak/01/greenstars.gifhttp://myahoo.persiangig.com/sheklak/01/greenstars.gif http://myahoo.persiangig.com/sheklak/01/greenstars.gif   http://myahoo.persiangig.com/sheklak/01/greenstars.gifhttp://myahoo.persiangig.com/sheklak/01/greenstars.gifhttp://myahoo.persiangig.com/sheklak/01/greenstars.gifhttp://myahoo.persiangig.com/sheklak/01/greenstars.gif

http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/234.jpg

الان باید من شمع ها رو فوت کنم یا وبلاگ؟ وبلاگ جونم زدو باش فوت کن فوت کن دیگه اخی قربونت بشم دوستا داره خجالت میکشه خجالت نکش فوت کن باشه باشه وبلاگ جونم بهم گفت عوض من تو فوت کن خودم فوت میکنم
فووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
http://up.vatandownload.com/images/76wvyg9uc6zg3pu1b2r0.jpg

شمع به این پررویی ندیده بودم خاموش نمیشه ها (عکسی پیدا نکردم که یه شمع خاموش تو کیک باشه شرمنده)
حالا بیخیال  بلاخره تولد وبلاگم مبارک باشه

http://happybirthdaywishes.co.in/wp-content/uploads/2011/08/birthday-wishes-1.jpg

حالا بریم تو ادامه مطلب چند تا شعر عاشقاونه هم گذاشتم نظر یادتون نره ها


 عشق و عاشقی با سختیه روزگار گره خورده است 

 گاهی عاشق ومعشوق ورایه یکدیگرند همانند کویر

 که سال هاست تشنه محبت خورشید است ٫ لب خشکانیده و روی به ترک آراسته

ومدام  دل را صیقل می دهدو خار دل برون می سازد   تا که شاید دل محبوب را بدست ارد

گاه دیداره پر ز رمزو راز و تب آلود به از دوری به صد رنج  است.

زمانی که شب چادرش را بر پهنه ی آ سمان می گستراند

دل کویر می لرزد٫  پیکرش یخ می بندد وجودش از نبود یار سست میشود.

 دلی خاکی دارد وچه نزدیک است دلی٫  خاک خورده ورنج کشیده به آسمان .

ستارگان به زمین گره خورده اند وچه محجوب و وفادار است کویر به خورشید

 که به صد ناز و کرشمه و چشمک ستارگان نظر نمی کند

وبه طلوعی  دوباره دل خوش است

و چه زیباست لحظه دیدار


http://up.iranblog.com/5/1260849503.jpg

بپیچ ای تازیانه ! خرد کن ، بشکن ستون استخوانم را
به تاریکی تبه کن ، سایه ی ظلمت
بسوزان میله های آتش بیداد این دوران پر محنت
فروغ شب فروز دیدگانم را
لگدمال ستم کن ، خوار کن ، نابود کن
در تیره چال مرگ دهشتزا
امید ناله سوز نغمه خوانم را
به تیر آشیانسوز اجانب تار کن ، پاشیده کن از هم
پریشان کن ، بسوزان ، در به در کن آشیانم را
بخون آغشته کن ، سرگشته کن در بیکران این شب تاریک وحشتزا
ستمکش روح آسیمه ، سر افسرده جانم را
به دریای فلاکت غرق کن ، آواره کن ، دیوانه ی وحشی
ز ساحل دور و سرگردان و تنها
کشتی امواج کوب آرزوی بیکرانم را با وجود این همه زجر و شقاوتهای بنیان کن
که می سوزاند اینسان استخوان های من و هم میهنانم را
طنین افکن سرود فتح بیچون و چرای کاررا
سر می دهم پیگیر و بی پروا ! و در فردای انسانی
بر اوج قدرت انسان زحمتکش
به دست پینه بسته ، می فرازم پرچم پرافتخار آرمانم را

http://saba2020.persiangig.com/image/saba2020/comi-%20(18).GIF


سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
آره باز منم همون دیوونه ی همیشگی
فدای مهربونیات چه مکنی با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت
حال من رو اگه بخوای رنگ گلای قالیه
جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه
ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه
دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون
فدای تو! نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم
حقیقت رو واست بگم به آخر خط رسیدم
رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی
نمی دونی چه قدر دلم تنگه برای دیدنت
برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت
به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته
یه قلب تنها و کبود هلاک یه نگاهته
من می دونم همین روزا عشق من از یادت میره
بعدش خبر میدن بیا که داره دوستت میمیره
روزات بلنده یا کوتاه دوست شدی اونجا با کسی
بیشتر از این من و نذار تو غصه و دلواپسی
یه وقت من و گم نکنی تو دود اون شهر غریب
یه سرزمین غربته با صد نیرنگ و فریب
فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه
غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه
چادر شب لطیف تو از روت شبا پس نزنی
تنگ بلور آب تو یه وقت ناغافل نشکنی
اگه واست زحمتی نیست بر سر عهد مون بمون
منم تو رو سپردم دست خدای مهربون
راستی دیروز بارون اومد من و خیالت تر شدیم
رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم
از وقتی رفتی آسمونمون پر کبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بد تره
غصه نخور تا تو بیای حال منم این جوریه
سرفه های مکررم مال هوای دوریه
گلدون شمعدونی مونم عجیب واست دلواپسه
مثه یه بچه که بار اوله میره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش میگذره ؟
دلت می خواد می اومدم یا تنها رفتی بهتره
از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه خون
همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون
یادت می آد گریه هامو ریختم کنار پنجره
داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره
یادت میآد خندیدی و گفتی حالا بذار برم
تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم
امروز دیدم دیگه داری من رو فراموش می کنی
فانوس آرزوهامونو داری خاموش میکنی
گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست
با این که من خوب می دونم جواب نامه با خداست
عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه
یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم
داغ دلم تازه میشه اسمت و وقتی می آرم
وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هیچ وقت نگیر
حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه
تو رفتی و من غریب شدم چه دنیای عجیبیه
زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه
دیوار خونمون پر از سایه ی غصه و غمه
تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه
مگه نگفتی همه جا ماله منی تا همیشه
دلم واست شور می زنه این دل و بی خبر نذار
تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار
فکر نکنی از راه دور دارم سفارش میکنم
به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش میکنم
اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب
که هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن
نورشونو بدرقه پاکی خنده هات کنن
یه شب تو پاییز که غمت سر به سر دل می ذاره
مریم همون کسی که بیشتر از همه دوست داره


+ 27 شهریور 90 | ساعت 09 و 30 دقیقه و 00 ثانیه | هادی کریمی | نظرات ()

Sara