تبلیغات


عاشقانه و غمگین |شعرهای عاشقانه |داستان عاشقانه


عاشقانه و غمگین |شعرهای عاشقانه |داستان عاشقانه

من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت نگران

تو به اندازه تنهایی من شاد بمان

 

حال ما بی آن مه زیبا مپرس / آنچه رفت از عشق او بر ما مپرس

 

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هرچه بر سر ما می رود ارادت اوست

نظیر دوست ندیدم اگرچه از مه و مهر / نهادم آیینه ها در مقابل رخ دوست

 

هر چند پیر و خسته و ناتوان شدم / هر بار یاد روی تو کردم جوان شدم

 

تو مگه باده فروشی که همه مست تو اند / تو مگه ساغر عشقی که همه معشوق تو اند

منشین با همگان ای گل زیبای دلم / که به ظاهر همه مشتاق و خریدار تو اند

شاخه گلت سالها بود در میان دفترت خوابیده بود ، بی اجازت امروز بیدارش کردم .

 

همه بغض من تقدیم غرور نازنینت باد ، غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد .

 

خیالت راحت ، دیگر اشکی نیست که به بالینت بریزد و احساس را شکوفا کند ، تنها بغضیست که فرو رفتنش حسرت در چشمانم می تازد .

 

بریدم بند ناف دلبستگی را با قیچی دلسردی .

اگه ۱ کتیبه با ۱۰۰۰ تا خورشید داشته باشم ، همه ی خورشیدها رو میگردم تا یه جایی به تو برسم !

 

نه از قایق می نویسم ، نه از زخم شقایق می نویسم ، به یاد لحظه های با تو بودن ، به یاد آن دقایق می نویسم .

 

گر ز جهان بگذرم از تو نخواهم گذشت ، سر رود از پیکرم از تو نخواهم گذشت ، مردمک چشم من نقش تو بر خود گرفت ، ور همه جا بنگرم از تو نخواهم گذشت .

 

مهربانی نقش هر نقاش نیست ، هر که نقشی را کشید نقاش نیست ، نقش را نقاش معنا می دهد ، مهربانی نقش یار است ، حیف که یار نقاش نیست .

 

پای من خسته از این رفتن بود ، قصه ام قصه ی دل کندن بود ، دل که دادم به یارم دیدم ، راهش افسوس جدا از من بود

 

دوری ز برم ای گل ریحان چه نویسم ، من مور ضعیفم به سلیمان چه نویسم ، ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد ، با این دل پر درد به یاران چه نویسم .


من یه نامه ی عاشقونه ام بازم کن ، محتاج کمی نوازشم بازم کن ، هرچند که سکه سیاهم ای دوست ، در قلک دل پس اندازم کن .
 
اگه از تو ننوشتم فکر نکن سرم شلوغه ، توی زندگی یه وقتا تنهایی رمز عبوره ، اگه از چشات گذشتم فکر نکن عاشق نبودم ، مطمئن باش توی دنیا دل به تو سپرده بودم .
 
پرستوها چرا پرواز کردین ، جدایی را شما آغاز کردین ، جدای بی وفایی قهر و دوری ، همه باشند گناه آشنایی .
 
گاهی وقتا آدما در عرض چند ثانیه دل کسایی رو که دوستش دارن میشکنن ، منو بابت اون ثانیه ها ببخش .

یک همیشه یکه ! شاید در تمام عمرش نتونه بیش از یک عدد باشه ، اما بعضی وقتا همین یک میتونه خیلی باشه ، یک دنیا ، یک سرنوشت ، یک دوست ، یک خاطره

گل بودم در ایام جوانی ، جوان بودم نکردم زندگانی

 

بر درت می آمدم هر شب مرا وا میزدی / گفتمت نا مهربانی دم ز حاشا میزدی

دیدمت یک شب به دریا خیره بودی تا به سحر / کاش دریای تو بودم دل به دریا میزدی

 

کنار چشمه ای بودیم در خواب / تو بـا جامی ربـودی ماه از آب

چو نوشیدیم از آن جـام گـــوارا / تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

+ 4 مهر 89 | ساعت 02 و 55 دقیقه و 34 ثانیه | هادی کریمی | نظرات ()

Sara